دختر دوم من عرفانه دختر دوم من عرفانه ، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره

دنیای من و دخترام

طواف

تو لباس سفيد أحرام زيبا ترين هستين از ديدنتون سير نميشم امشب به نيابت شما دوباره محرم ميشوم نازنين هاي من وقتي در طواف خانه خدا شما را ديدم دلم لرزيد وبا صداي بلند خدا را شكر كردم
11 خرداد 1391

زيباترين عشق بازي

خدايبازين اي من زيباترين عشق بازي را ديدم وقتي دور حرمت جرخيدم و در هواي روح بش طوافت شميم بهشت را با تمام وجود حس كردم عظمت كعبه تمام وجودم را به لرزه در اورد وجه بي الايش بود در كنار تو بودن خدايا ما بندكان در دنياي خود حاج و واج مانده ايم جه بر سر ادم أمد وقتي كه رانده شد از بهشت تو اي لطيف تو را حس كردم در نسيم روح بخش شكاف كعبه و عاشقانه ترين تكبير را سر دادم ايا لبيك من را شنيدي و اي كاش جوابم را مي دادي
10 خرداد 1391

حاجي شدن مبارك

امروز نه رجب شما حاجي شدين دوتاييتون ديروز تو مسجد شجره محرم شديد لبيك كفتيد و با هم به سمت مكه معظم حركت كرديم تمام راه عرفانه جان تو شير خوردي و خوابيدي و تو ريحانه خانم بازي كردي من و خاله مهناز جون نوبتي رفتيم اعمال را انجام داديم شب كه هوا خنكتر مي شه شما ها رو مبريم امروز ناهار لوبيا بلو است بابا حجت جونتون رفته برامون مكدونالد بخره ريحانه دم بريده تو دستورغذا را دادي ما هم استقبال كرديم عزيزاي دلم با همه خستكيم خدا رو شكر مي كنم شما اينجا هستيد
10 خرداد 1391

ياد شما

دوستان نئ نئ وبلاكي من رو ببخشيد كه جواب نمي دم اما مطمئن باشيد هر كس برام كامنت بذاره حتما به يادش هستم.
4 خرداد 1391

شب أرزوها

أمشب شب ارزوهاست عزيز هاي دل من ما خيلي برنامه ريزي كرديم كه أمشب اينجا باشيم يعني ميشه تو بهشت هممون رو صدا كنن و بشن يم اين الرجبيون .من أمشب بهترين ارزوها را براتون ميكنم.
4 خرداد 1391

مدينة منوره

خدايا با رم نمي شه امروز دست دو تا تون تو دستم بود و وارد حرم حضرت رسول ص شديم جلوي اشكام رو نمي تونستم بكيرم خدايا ازت ممنونم كه روزيمون زيارت كردي ريحانه جونم.تو دستتا تو بالا اوردي براي همه دعا كردي بلند داد زدي مامان من براي همه دعا كردم عرفانه جونم توام كه تا دلت مي خواد مي دويي
4 خرداد 1391

فرودكاه

الان فرود كأعين دو تاتون خسته ايد صبح زود بيدار شديد و با بابا حجت رفتيم نيمرو خورديم خيلي حال داد من قربون حاج خانومام بشم
3 خرداد 1391

رفتن به مکه

عرفانه و ریحانه دخترای گلم قربون شما دو تا خوشگلم بشم. فردا ساعت شش صبح با بابا حجت و مامانی  و خاله مهناز جون میریم به سمت فرودگاه مهرآباد و پیش به سوی حج عمره. دخترای خانمم من و بابا تلاش کردیم شما در اولین سفرتون رجب باشه که جز رجبیونی باشید که خدا وعده اش را داده است. حالا امیدوارم یه سفر خیلی خوب و راحتی براتون بشه . ریحانه تو در مدینه  این جوری هستی. و عرفانه این هم است در مکه. ...
2 خرداد 1391

عروسک بازی

عزیز  دل مامان امروز فهمیدم که تو عروسک بازی را خیلی دوست داری من وتو پرنسس زیبام امروز حسابی با هم بازی کردیم الهی خودت یک روز مادر شی بفهمی چقدر کیف داره لپ لپی من دوست دارم ...
1 خرداد 1391